هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
493
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ساعت 7 [ شب ] سوار شده ، رانديم . 2 ساعت درست طول كشيد تا رسيديم به مهمانخانه . اينجا قصبهاى است موسوم به « كفيسا » ، كه چندى قبل ، دولت « جرمن » « 1 » آن را متصرف شده ، مدرسه و غيره بنا كرد . بدين واسطه ، اهل قصبه تمام ، زبان « جرمن » مىدانند . جناب « ميستر دوتن هاگارد » ، كه 8 سال قبل ، در سفارتخانهء « انگليس » در « تهران » ، نايب اول بود ، شارژدافر سفارت « يونان » شده [ است ] . ديروز با زوجهاش وارد شده بودند . آنها هم نيز جزو موعودين بودند . در حين ورود ، به ايشان معرفى شده ، سر ميز رفتيم . بعد از شام ، در اتاق بزرگى كه وسط باغ بود ، رفتيم سيگار بكشيم . چند نفر از اهل شهر هم اينجا براى شام آمده بودند . صاحب مهمانخانه ، قدرى پيانو زد . مردان و زنان « يونانى » رقصيدند . خيلى خوش گذشت . تا نصف شب آنجا بوديم . بعد به « توقفگاه راهآهن » رفته ، با « كالسكهء بخار » به شهر مراجعت كرديم ؛ و كالسكههاى اسبى را خالى به شهر روانه نموديم . « ميستر فرون » و « طفيل على بيك خان » و « مير جهاندار على خان » در مهمانخانه ماندند ، كه صبح بروند به « مراتان » ؛ يعنى همان جايى كه به قول 000 ، 10 نفر « يونانى » ، 000 ، 100 نفر « ايرانى » را معدوم كردند ، و به قولى 400 نفر « يونانى » ، 000 ، 100 نفر « ايرانى » را نابود كردند . البته خالى از اغراق نيست . خلاصه ، امروز وقتى كه از « آتن » به طرف « كفيسا » « 2 » مىآمديم ، جمعيت كثيرى ديده شد . جوقهجوقه در گارىها نشسته ، اطراف خود گل و گياه فراوان گذاشته ، نغمهكنان و كفزنان ، از دهى كه خارج شهر و سيرگاه است ، برمىگشتند . بعد از پرسيدن ، معلوم شد امروز « عيد ترينيته » بود و اهل شهر ، عيد گرفته بودند . روز سهشنبه ، پانزدهم [ رمضان 1304 ه . ق . ] ديشب چون دير برگشتم و كسالت راه هم گيجم كرده بود ، قدرى دير از خواب بيدار شدم . پس از نهار ، جناب « تريكوبى صدر اعظم » عكس خويش را به ذريعهء « 3 » ميستر
--> ( 1 ) . منظور : Germany ، آلمان . ( 2 ) . در اصل : كفيا . در سطور گذشته كفيسا آمده است . شكل صحيح آن Kifisia ? است . اين شهر در شمال شرقى آتن واقع شده است . ( 3 ) . وسيله ، واسطه .